| تبــــریز نوبـ ــل |
به نام خداوند جان و خرد ... كزين برتر انديشه بر نگذرد
|
آرم وبلاگ
![]()
فاطمه داداشی متولد شهریور ماه هستم.اهل تبریز و عاشق این شهر تاریخی.
به نوشتن علاقه زیادی دارم و داستان نویسی را از دوران دبیرستان آغاز کرده ام . اولین نوشته ام مجموعه داستانهای مربوط به افسانه های ارسباران بود و دومین نوشته ام یک رمان با عنوان راز خانه مخوف که در سال 78 مجوز چاپ آن را گرفتم و علیرغم عشق و علاقه فراوان برای چاپ این اثر در آخرین لحظات منصرف شدم و به نوشتن داستانهای کوتاه روی آوردم و همزمان در جلسات داستان خوانی حوزه ی هنری و انجمن ادبی شرکت می کردم در سال 84 موفق به کسب رتبه سوم در جشنواره خوارزمی و رتبه دوم در جشنواره رواق در زمینه داستان کوتاه شدم. در همین سال به عضویت باشگاه خبرنگاران جوان در آمده و از آن تاریخ به عنوان گزارشگر و خبرنگار مشغول کار هستم و هر از چند گاهی نیز در تلویزیون به عنوان گزارشگر ظاهر می شوم و یکسالی نیز خبرنگار نشریه داخلی شهرداری( شهریمیز) بودم. به روزنامه نگاری نیز همانند داستان نویسی علاقه مند هستم ولی متاسفانه کار جدی خبرنگاری چند سالی است که بین من و دنیای خیال انگیز داستان نویسی فاصله انداخته است تا جایی که از حلقه جلسات داستان خوانی بریده ام. نزدیک 4ماه است که درباشگاه خبرنگاران جوان سردبیر خبرهستم وهمزمان در رادیو برونمرزی صداوسیمای استان دوره ترجمه ترکی آذربایجانی را میگذرانم واگر خدا بخواهد از نخستین روزهای شهریور ماه کار ترجمه را شروع خواهم کرد. از نظرات و انتقادات شما خرسند می شوم . پيوندها
آذرقلم- محمد امين خوشنيت روزنامهنگاري از تبريز
روتـيــــ ــــتـر خبرگزاري شهريار باشگاه خبرنگاران جوان حرف های من صداي یک روزنامه نگار نخود هر آش اورميا هك جستجوگر
طراح قالب
|
کاش می تواستم چشمانم رابه توهدیه کنم!
می خواستم بگویم کاش !می تواستم چشمانم رابه توهدیه کنم .اما دقیق که فکرمی کنم می بینم تمام دنیای من بازیباییهایش دربرابر دنیای آنسوی چشمان توکوچک است. می دانی!خداوند تمام حس های زیبایش را درسرانگشتانت به ودیعه گذاشته است.تا آفرینش گل را باتمام وجود احساس کنی وبه ما بفهمانی گل رز رانه به خاطر رنگ وبویش بلکه به خاطر حس لطیفش دوست داشته باشیم. نمی دانی !چقدرزیبا می شوی وقتی آرام وبا افتخار عصای سفیدت رابه ایفای نقش چشمانت رها می کنی .تاخودرا ازاحساس نیاز به دیگران بازداری. به عصای سفیدت احترام می گذاریم وهرگز باحسرت به حصارهای سیاه چشمانت نگاه نمی کنیم! به یاد داشته باش !روزی ستاره ای بودی درآرزوی درخشیدن تخته سنگی بودی درآرزوی خاک شدن زمینی بودی درآرزوی سبز شدن درختی بودی درآرزوی حیوان شدن تالمس کنی حرکت کنی وببینی وروزی حیوانی بودی درآرزوی انسان شدن تا احساس کنی.بخندی فکرکنی وحالا انسانی هستی پس اکنون درآرزوی چه هستی !؟ برادر وخواهرروشندلم که می دانم دریا دلید!به دنیای شما غبطه می خورم .کاش می شد تمام پروانه ها را قاصد رساندن پیام تبریکمان به مناسبت روزتان سازم تابرسرانگشتانتان بوسه زند.ازمهربانترین مهربانان می خواهم تا هرآنچه بردیده هایمان خلق کرده درزندگیتان متجلی سازد.
گزارشگر شبکه قرآن سیما درآذربایجان شرقی شدم
درآستانه ماه مبارک رمضان شاید خوشترین خبری که میتوانستم بشنوم همین یک خبربود. یک هفته مانده به این ماه مبارک یک تماس تلفنی ازشبکه قرآن سیمای تهران زندگیم را واردیک مرحله تازه با تجربیات تازه ای کرد. ـخانم داداشی شما راباشگاه خبرنگاران تهران به ما معرفی کرده واگرمایل باشیدمیتوانیدهمکاری خودتان را بامادرزمینه ارسال گزارشهای قرآنی ومعارفی آذربایجان شرقی شروع کنید. این پیشنهاد ازسوی شبکه سراسری برای گزارشگری که روزی این کارراباشوروشوق شروع کرد وازهمان روزهای اول آرزوهای بزرگی درسرمی پروراند یک خبربسیارعالی بود. حالا یک هفته است که به امید خدا این کارراشروع کرده ام واولین گزارشم امروزساعت یک ربع به ۸صبح از برنامه پنجره شبکه قرآن پخش شد. به امید اینکه همه جوانان به آرزوهایشان برسند.التماس دعا
محمد امین درمعراج
معراج یعنی گسستن از دنیا ورسیدن به هرآنچه می بایست رسید. دنیای فریبکار که هر لحظه دامی پررنگ و لعاب دربرابرت می گسترد و تو را از رسیدن باز میدارد. واو محمد امین برگزیده ایزد منان مامور می شود تابردین کامل خویش مهر تاییدی دیگر زند. وجبرئیل کسی که برای نخستین بار درغار حرا به اونازل شد وآیات خداوند را برلبان مبارکش جاری ساخت اینبار آمده است تااورا از هفت آسمان گذرانده وبه عرش اعلاء رساند. ومحمد کسی است که درنخستین گام معراج ،از دلفریبیهای دنیای هزار رنگ می گذرد ونیم نگاهی نیز به آن زیبا روی نمی اندازد. ودراین معراج اورا فرشتگانی مشایعت می کنند که درهفت آسمان خدای جای دارند و پیوسته ذکر وتسبیح بی همتای را به جای می آورند . خداوند اولیای خویش را برای فرزندان آدم فرستاد تاآنان را از آتش دوزخ دور ساخته ومامن ومسکن آنان را بهشت برین خویش سازد . ودرمعراج خداوند هر آنچه دیدنی است بردیدگان برگزیده برحق خویش درهفت آسمان می گسترد تا امت اورا از آتش دوزخ دورسازد.
چالينميش گنجليك قادين پنجره نين اونونده دوروب ساعات لارديكي كوچيه گوز تيكميشدي گوي قارالميشدي واولدوزلار بير_بير گويون اته يينده گوز وورماغا باشلاميشديلار .تئلفو نون دفترينده كي بوتون نومره لري توتموشدو آنجاق اوندان هئچ بير خبرآلا بيلمه ميشدي . سانكي سو اولوب يئرين تكينه جومموشدو .داهي اوريي طاقت گتيرمه ييب گوزلري ياشلاندي . _الهيم پس هاردا قالدي ؟!اولمايا بير _ايش نيش باشينا گليب ؟! بونو دييب يئنه خيانوانلا كوچه نين بيربيرينه يتيشديگي يئرده اولان سيم ديره يينه گوزونو تيكدي .بيردن بيره قارا كولگه ،كوچه دن دونوب واوين قيرميزي كرپيج لرينين ديوارلارينا سريلدي .قلبي چيرپمايا باشلادي .يئريندن ترپشمه ييب ،اوقده رقاپيا گوز تيكديكي ،قاپي اچيلي او آستانادا قادينلا اوز_اوزه گلدي .هئچ بيرشئ سويله مه ييب ،اوتاقينا ساري يولادوشدو. قادين سسلندي :پس اوغول هاردايدين ؟ ايكي گوندور منيم باغريمي چاتداتدين!هئچ دئميرسن بير آنان وارديكي اوره گي ،يوز يئره گدر! يئنه اوغلاندان بيرسس چيخماييب ،بودونه قادين اوجا سسي ايله دئدي :((اي مگر سنين له دئييرم ،هاردايدين؟)) اوغلان دونوب ،سسلندي:((چوخ ايستييرسن بيله سن هاردايديم ؟ایللر بويوسن اونو مين بير تورپاغين آلتيندا دفن ائديب ومني هرهفته جمعه آخشام گونلري قبرينه گوتوردويون كيشينين يانيندايديم .من آتامين يانيندايديم . قادين ائشيدنلري اينانماييب رنگ روفو آغ آغاباغ اولوب تكجه بير قيسسا كلمه دئدي :كيمين.... اوغلان يئنه سويله دي :آنا من هئچ وقت سني باغيشلامياجاغام !سن ابللر بويو منه يالان سويله دين.منيم آتام بير پيلوت ايدي ومن دوستلاريمين يانيندا اونا فخر ائده بيلرديم.هميشه آتاسينين دوقتور اولدوغونا فخر ائدن احمد كيمي! قادين بوفاصله ده اوزونو تاپيب وبودونه اوباشلادي سويله مه يه ،((اوغلوم سن هئچ بير شی دن خبرين يوخدور ،اوآتان دئديغين كيشي،مني آلداتدي ، ائلچیلیگیمه گلنده سوبای اوغلانام دئمیشدی آما بير آی سونرا مندن اونجه بيرآروادي وايكي قيزاوشاغي اولدوغونودا اويرنديم وسن دونيا يا گلندن سونرا اوندان بوشانديم .)) اوغلان قادينا ماجال وئرمه ييب دئدي :((سن گرك منه خاطير دايانيب ومني آتاسيز قويمايايدين!!)) قادين هئچ بير سوز تاپانماديكي اوغلانين سوزونون اونونده سويله سين. اوغلان اشيالاريني توپلاییب گئتدی قادین یاشلی گوزلری ایله اونا پنجره دن باخیردی. اوگوزياشينين آراسيندا چالينميش گنجليگيني گوردوكو نه چوخ هاساد اليندن آلميشديلار.سونرا اويره نديكي اميرين آرواديندان بئش قیزي اولوب واوغلو اولماماغينا گوره بو سفر ده اوغلون قاديندان چاليب گئتدي ،گنجليگي كيمي.
بازنوروزي ديگر ازراه مي رسد... بازنوروزي ديگر ازراه مي رسدويك سال ديگر باتمام اشكها ولبخندها يش پشت پنجره پارسا ل محو خواهد شد. باز فصلي تازه ،بهاري نو،درخت هايي سبز وشكوفه هايي خندان به استقبال ما مي آيد. باز ماهي طلائي سفره هفت سين درتنگ تنگ موقع تحويل سال يك دور خواهد چرخيد. باز شب عيد،بوي دلمه برگ موو مادر درخانه خواهد پيچيد. باز هم پدردر كنار سفره هفت سين دعاي يامقلب القلوب راخواهد خواند. اودر واقع يک رئيس خوب بود...
چهره هر کدامشان نشان دهنده عمق ناراحتی درونشان است . اشک در چشم همه حلقه زده است ،ازدخترتا پسر،تلنگری کافيست تا بر گونه هايشان جاری شود. مديرکل شروع به صحبت می کند و تعريف وتعريف و بازهم تعريف از او... ناخودآگاه از مدير کل متنفر مي شوي !؟! زيرا علت اصلی انتقالش را او ميداني،اگر مي گذاشت حالا حالاها میماند،اما اين مثل خودخواهی است،اينکه بماند وجلو نرود و باز ايستد. لحظات حزن انگيز و نفس گيری است. همه به زور جلوی سرازير شدن اشکهايشان را گرفته اند.نوبت به صحبت کردن او که می رسد انگار ديگر جلوی ريختن اشکهارا نمي شودگرفت.يکي پس از ديگری گرماي اشک را بر گونه هايشان احساس مي کنند. حتي در اين ميان پسران نيز ابايي ازگريه کردن ندارند،خاطرات يكونيم ساله گذشته از زمانی که او آمد يکي پس از ديگري از جلوديدگانشان رژه ميرود او مثل يک پدر خوب بود ،نه برادر خوب، اما نه دوست خوب،شايد هم همه اينها، اما در واقع اويک رئيس خوب بود.رئيسي که در عين رئيس بودن و رياست، انسانيت را به تمام معنا به جوانان آموخت. وقتي او آمد،اينجا مثل يک کشتي به گل نشسته بودکه سر نشينان جوان و عاشق تنها به اميد علاقه و اشتياق به کارشان به آن دل خوشي کرده بودند، اما کسی نبودکه آنان را ياری دهد.او آمدواميدی تازه بر جانها دميد.کشتی يکبارديگربا سرنشينان جوان بر دريای اميد موج برداشت. جوان يعنی شور،اميد،اشتياق تلاش وهمه انرژي هاي مثبتی که اگر کسی انان رادريابد.به کوهی آتشفشان تبديل گشته وچه کارها که نتوانند کرد. واينچنين شخصی اکنون از ميان آنها می رود.ظاهرا گرمای وجودش دراين جمع نخواهد بود.اما تمام خوبيها و يادگاري هايش درقلب تک تک جوانان اينجا ماندگار خواهد شد.تمام آموخته های زيبای او چون تابلويی بر ديوار قلبشان نقش بسته است. خود خواه نباشيدو از موفقيت دوستانتان خوشحال شويد.مغرورنباشيد و آنقدرنگوييد من اينگونه هستم و آنگونه!! با همديگر مهربان باشيد و همديگر را ياری دهيد بی هيچ توقعی و چشم داشتی از يکديگر... و اما... هر کجا که می رود خداوند يار او باشد و ياريگرش . و اميد که ما نيز در کار و زندگی خويش به مانند او انسانی موفق و جسور باشيم. تقديم به مدير محترم باشگاه خبرنگاران جوان آذربايجان شرقی که به تازگی به سمت مدير توليد سیمای شبکه استانی منصوب شده است.
ياد زمستانهاي گذشته تبريز به خير بالاخره اولين برف سنگين زمستاني فرش سفيد خود را بردروديواروزمين شهرگستراند.ياد زمستانهاي گذشته به خير.ديگرزمستانهاي امروزآن حال وهوا را ندارند.آن سالها زمستانهاي تبريزبراي خودش ابهتي داشت.برف مي باريد به چه تلي.شاگرد نفتچي ها درحاليكه كلاه پشميشان را تا پايين گوشهايشان مي كشيدند چرخهاي دستي پر از پيت هاي نفت را در كوچه پس كوچه هاي تنگ شهرمان هل مي دادند و آنوقت بود كه بخاري هاي نفتي و زغالي سياه يكي پس از ديگري در خانه ها روشن مي شد و به دنبال ان دودكش پشت بامها آسمان سفيد شب زمستاني را با قلموي دوديش سياه مي كرد .آدمهاي آن روز نيز طور ديگري بودند . در خانه هايشان سراغي از لوله كشي گاز ،گرماي شومينه و آبگرم پكيج ديواري نبود . اما دلهايشان آنقدر گرم بود كه خانه هايشان با اندك گرماي بخاري نفتي گر مي گرفت. شب نشيني خوراك هر روزشان بود . به بهانه هاي در همسايه را مي كوبيدند و همراه زن و بچه شبهاي طولاني زمستان را با بذل و صحبت و خنده كوتاه مي كردند. آنروزها پدر به عنوان رئيس خانه براي خودش عزت و احترامي داشت حرف اول و آخر را در خانه او مي زد فرزندان به پايش بلند مي شدند و آنقدر از او حساب مي بردند كه حرفهايشان را به واسطه مادر به او مي رساندند و مادر بانوي خانه بود. تلويزيون عضوي ناگسستني از خانواده شمرده مي شد و تنها با دو شبكه چنان قلب مخاطبانش را تسخير كرده بود كه هنوز كه هنوز است سريالهاي شبانه آن روزها جزئي از خاطرات گذشته مردمان امروز است سريالهاي همچون zoro ،پاييز صحرا و آيينه و............ قاري ننه گئجه ناغيل ديينده كولك قالخيب،قاپ باجاني دوينده قورد گئچينين شنگولوسين يينده من قايديب،بيرده اوشاق اولئيديم بير گول آچيب،اوندان سورا سولئيدم استاد شهريار راهكارهاي2برنده جايزه نوبل اقتصاد براي نجات از بحران مالی نابرابري،كاردست اقتصاد سرمايه داري داد بحران مالي_اقتصادي رابسياري ازكارشنا سان از نظر عمق اثرگذاري وگستره توزيع در سراسر جهان شبيه دوران ركود بزرگ 1929تا1940ميلادي مي دانند. با اين حال،درآن سال ها اقتصاد سرمايه داري به كمك نظريه هاي نجات بخش افرادي همچون جان ميناردكينز،خود را از ورطه سقوط وفروپاشي نجات داد.امادر بحران كنوني تا امروز كسي نسخه شفا بخش مكتب سرمايه داري رانپيچيده است.تمام دولت هافنهادهاي غيردولتي،موسسات تحقيقاتي وكارشناسيان اقتصادي بسيج شده اندوهركدام راهكارهايي ارائه مي دهند،شايد موثر افتد.درهمبين رابطه چهاراقتصاددان برنده جايزه نوبل به ارائه راهكار هاي خويش پرداخته اند.كه نظرات دو نفر ازآنهارامي آوريم. ادموند اس فلپس 75ساله: بانك ها بدترين دشمن خود بودند صحبت كردن از "پايان سرمايه داري"آن طور كه بعضي از اروپايي ها صحبت كرده اند،غير معقول است.لازمه زندگي خوب داشتن كار خوب است،كاري متغيروداراي چالش واين مستلزم نوعي كاپيتاليسم پوياست. ترديدي نيست كه صنعت بانكداري درآمريكا از مسير درست منحرف شده است.بانك هاي آمريكايي ذارايي هاي بسياري را به بقيه جهان صادر كردندكه شركت هاي مالي خريدارآنها،قيمتي بيش ازقيمت متعادل براي آنها تعيين كرده بودند.كارگذاريهاي قيمت گذاري هاي قيمت گذاركه محاسبات خودرافقط براساس پيش بيني هاي خوش بينيانه انجام داده وهرگز فكرروزهاي بدتر رانكرده بودند،دراين اشتباه سهيم بودند.درفروش مشتقات اين دارايي ها،بانك ها دارايي ها يي را مي فروختند كه درك آنها براي بسياري از سرمايه گذاران خيلي پيچيده بود.درنهايت بايدگفت كه بانك ها بدترين دشمن خود بودند.ميزان وام هاي پرداختي و وام هاي دريافتي انها براي پرداخت وام ها در رابطه با سرمايه يا سهام آنها ،به چنان حدي افزايش يافت كه بروز هر ناارامي در زمينه قيمت دارايي ها مي توانست آثاري ويرانگر روي سهام هر بانكي و توانايي ادامه كار و بقاي آن داشته باشد.در بعضي از بانك ها فشار وارده چندان زياد نبود،اما مبهم بودن دارايي ها وبي اعتمادي ناشي از آن نسبت به سودهاي آتي آنها بسيار زياد بود.علت اينكه بانك ها خطركردن هرچه بيبشتررا،بدون پاياني تافروپاشي،برگزيدنداين بودكه براي هرروزفعاليت بيشتربه سودبيشتري دست يابند. آيادراينجا مقررات ونظارت جديدي لازم است.بااين حال،بسياري از ناظرين گفته اند كه فقدان حدومرزذرفعاليت صنعت بانكداري بيشتر حاصل قصورنهادهاي نظارتي براي اعمال اختيارات خودبودتاعدم وجودنهادهاي نظارتي براي اقدام،مهم ترازهمهاين گه يك ذهنيت جديدلازم است. امايك موضوع اساسي كه بحث هاي مربوط به نظارت بايد باآنها برخوردكنند اين است كه جامعه ميخواهدصنعت بانكداري چه وظيفه اي راانجام دهد. بااين حال به نظرميرسد چنانچه بانك ها تحت نظارت شديد قراربگيرندديگرمنابع ايده آل تامين مالي براي براي سرمايه گذاري تجارتي،بويژه براي سرمايه گذاري هاي تجاري نوآورانه نخواهند بود.دراين صورت يك منبع طبيعي تامين مالي براي شركت هاي تازه كار،افراد ثروتمند معروف به"فرشتگان سرمايه گذار"هستندكه بيشتر از بانكداران درباره كارآفرينان تازه كار مي دانند.منبع طبيعي ديگرتامين سرمايه وسيله سرمايه داراني هستندكه به تازه كارهاوام مي دهند.كساني كه خودسابقه كارتجاري دارندومي توانند به شركت هاي جوان علاوه برتامين مالي مشورت نيزبدهند.بعضي ازموسسات كه تواناي هاي خود رادرزمينه سرمايه گذاري دراختيارافرادبسيارثروتمندياسرمايه گذاران حرفه اي مانندشركت هاي بيمه قرارمي دهندنيزمشغول كارخلاقه درتامين سرمايه طرح هاي گوناگون نوآورانه هستند. پل ساموئلسون 93ساله:حركت به سمت ميانه براساس مشاهدات من ازتاريخ اقتصادي،معتقدم براي سازمان دادن جمعيت هاي ازنظراقتصادي فقيرو ثروتمند،چه دركوتاه مدت وچه درطولاني مدت،چاره رضايتبخش ديگري به جز نظام بازاروجودندارد. بااين حال استفاده از بازارها مشابه همان سرمايه داري بدون نظارت است كه معتقدان به نظريه ها وكتاب ها عاشقش هستند.چنين نظام هايي نمي توانند چه درزمينه اقتصادخردوچه اقتصادكلان برخود نظارت كنند.اين نظام ها در همه جا به طورسازمان يافته نابرابري هاي غيرقابل تحمل به وجود آورندوبه جاي اينكه چنين نابرابري هايي قيمت ضروري براي تشويق پيشرفت پويا از طريق نواوري هاي متكي بر فناوري ومديريتي باشند،مشكلات ونواقصي براثر عدم كاركرد درست به وجود مي آورند. شواهد قانع كننده اين ادعارا مي توان در خرابي اوضاع آمريكا از2001تا2008يافت.به تدريج كه ميانگين حقوق كارمندان ومديران از نسبت عادي تر40به يك به400به يك و بيشترافزايش يافت پيشرفت صنعتي به جاي اينكه سرعت يابدكندشد.درنتيجه ديدگاه من به شدت متمايل به ميانه روي است.اين بايد هدف امريكا براي 2009وپسازان باشد.ومن اين رابهبه عنوان هدف مورد نظركشورهاي كوچك وبزرگ ديگرپيشنهاد مي كنم.ازجورج بوش در كتاب هاي تاريخ به عنوان بدترين رييس جمهوردر234سال تاريخ آمريكا ياد خواهد شد.يكي از ميراث هاي اجتناب ناپذيراو اين خطر خواهد بود اكثريتي از امريكايي هادر سال هاي 2009تا2014از جناح ميانه به چپ خواهند پيوست. اگرامريكا به سياست حمايت از محصولات داخلي رو بياوردبايد جمهوري خواهان قبلي رابراي درپيش گرفتن سياست هاي عدم نظارتي مسوول دانست.كه اين كه يك مورد زيبا از قانون عوارض ناخواسته است. سياست عمومي بايد بر كار شركت ها نظارت وبراي تثبيت اقتصاد كلان كاركند.بله،نظام هاي مالي اتي مي توانند به ميزاني محدود از بدي هاي اشكارتر نابرابري بكاهند.بااين حال،يك نظام ميانه رواگر قاطعانه براي كاهش نابرابري اقدام كند مي تواند زيان قابل توجهي به باراورد. من يك ميانه رو نيستم زيرا نمي توانم تكليفم رابا چپ وراست روشن كنم. مترجم:علي ايثاري كسمايي(منبع:اشپيكل) برگرفته از روز نامه ي جام جم
يكصد سال مد نيت فرهنگ و تمدن
عمارت شهرداري تبريز يك سال است صاحب نخستين موزه شهرداريهاي كشور شده است. با اينكه اولين باري نيست كه وارد اين ساختمان مي شويم، اما هر بار خود را در مقابل جلال و شكوه اين عمارت خرد وكوچك مي يابيم. 72 سال است كه بالهاي سنگي عقابي بر خيابانهاي مشرف به اين ميدان گشوده شده و تاريخ را نظاره گر است واكنون تاريخ صد ساله شهرداري در قالب موزه اي دراين عمارت به تصويركشيده شده است. از حياط شمالي ساختمان كه وارد مي شويد ،در سمت چپ پله هاي سنگي مشرف به بالا،تابلوي موزه نظرتان را به خود جلب مي كندكه تاريخ افتتاح آنراپاييز 86 نگاشته اند. برخلاف ديگر قسمتهاي ساختمان كه برطبق نقشه آلماني طراحي شده زير زمين اين عمارت كاملا"از معماري ايراني واسلامي بهره برده است. طاقهاي هلالي وسقف گنبدي آن باآجربندي زيباو يكد ست دركنارنورپردازي فضايي آرامبخش را تداعي مي كند.در سمت چپ درب ورودي موزه مجسمه اي 2متري از مردي كه بر سالن موزه چشم دوخته وچون نگهباني هوشيار مي باشد ديده مي شود .اين مجسمه متعلق به ميرزامحمد علي خان تربيت است كه در سال 1308در سمت شهرداري تبريز انجام وظيفه مي نموده است.وي كارهاي عمراني زيادي را انجام داده كه ازآن جمله مي توان به احداث باغ گلستان اشاره كرد. اولين قاب چ وبي بزرگي كه در سمت راست ديوار سالن نصب شده است وزمينه اي مسي رنگ دارد نمو نه اي از امضاي 54 شهردارتبريز از سال 1286 تا1384 مي باشد.شهرداراني كه هر كدام بسته به توان ومو قعيت زماني خويش خدمتي را به اين شهر نموده اند. در كنار آن،عكس قديمي وبزرگي از ساختمان شهرباني سابق تبريز د يده مي شودكه در سال 1343توسط عكاس هنرمند تبريزي محمد غلي جديد الاسلام گرفته شده است.از كنار عكس شهر باني تا ته سالن نمو نه اي از اسناد ومدارك مربوطه به شهرداران يكصد سال پيش كه قابهاي چوبي آنهارا در بر گرفته در روي ديوار ديده مي شود. در ته سالن هنر سر انگشتان هنرمندي تبريزي اثري زيبا از ساختمان شهرداري را در قالب تابلو فرشي نفيس از جنس ابريشم خلق كرده است .كه چونان مرواريدي درخشان سالن موزه را مزين ساخته است و بي شك اين اثر نمونه اي از هزاران فرش دستبافي از هنر مندان اين شهر است كه امروزه معروفيت آن علاوه بر كشور ، مرزهاي جغرافيايي را نيز در نورديده و زينت آراي بازارهاي جهاني فرش شده است. در ديوار سمت چپ نيز به تر تيب اسنادومدارك شهرداري به چشم مي خورد.انچه در اين ميان نظرت را به خود جلب مي كند كاغذي صورتي رنگ است كه بليت باغ گلستا ن در سال 1332مي باشد.در اين سمت سالن چهار طاقچه كه هر يك در فا صله بين يك درب تادرب ديگري است وآجركاري زيبايي همراه با هلالي بالاي آن زيبايي خاصي را به وجود آورده است وجلوي آنها شيشه اي تعبيه شده وبه شكل ويترين ديواري درآمده است وجود دارددرون اولين طاقچه يك دستگاه آپارات روسي، همچنين دردومي دوربين قديمي كه روي چهارپايه چوبي قرارگرفته ودر سومين گراما فو ني به چشم مي خورد.ودرون طاقچه ديگر چراغ نفتي شيشه اي كه از سقف هلالي طاقچه آويزان شده است و شكل ظاهري آن شبيه چراغهاي تيرهاي برق است بااين فرق، كه بيشتر قسمتهاي اين چراغ از شيشه درست شده است.مطمعنا"در زماني كه برق وجود نداشته از روشنايي آن بهره مي بردند.در ابتداي ديوار سمت چپ سالن دوباره عكسي زيبا از استاد جديدالاسلام مشاهده مي شودكه بازار صايب الامر تبريز را در سال 1310نشان مي دهد.وطبقچياني كه هر كدام در حال فروش ميوه هستند كافي است چشمانت را ببندي و انگاه درون عكس مي تواني هيا هوي آنهارا بشنوي كه هر كدام براي عرضه محصولاتشان با آهنگي خاص، ميوه اي را تعريف مي كنندو مشتريان را به سوي خود جلب مي نمايند. در وسط سالن هفت ويترين پشت سر هم چيده شده است كه درون هر كدام از آنها لوح هاي اهدايي از كشورهاي همسايه، ظروف چيني متعلق به حاج ارفع الملك جليلي،گلدانهاي بلورين و كريستال و ظروف نقره اي كه توسط شهرداران قديم مورد استفاده قرار مي گرفته است قرار دارد.در ورودي سالن گلدان بزرگي قرار گرفته است كه دو گوچ در طرفين آن به چشم مي خورد و به سفارش يكي از شهرداران مناطق توسط استاد رضائي از مجسمه سازان شهر درست شده و نمونه اي از آن در گوشه سمت چپ سالن ديده ميشود . در گوشهاي ديگر مجسمه نيم تنه اي از استاد شهريار قرار دارد. شهريار ملك شعر و سخن ايران زمين كه براي شناساندنش موزه اي نيز اندك است. ازسمت چپ سالن بوسيله دربي چوبي با پنجره هاي مشبك در بالاي آن وطاقي آجري وارد اتاقي مي شويم كه ديوارهاي آن به تصاوير شهرداران قديم اين شهر مزين شده است. شخصيتهايي چون قاسم خان والي،اقبال آذر،ميرزا علي اصغرخان اعتصام وغيره،در سمت چپ اتاق ويترين ديواري از طاقچه همانند سالن وجود دارد.در يكي از آن كوبه هاي درب هاي قديم تبريزبه نمايش گذاشته شده است.اين كوبه ها در دو نوع مردانه وزنانه به درب هاي قديم نصب مي شد تا مشخص گرددكسي كه درب رابه صدادرمي آوردزن است يا مرد.از درون اين اتاق به اتاق تو در توي ديگر وارد مي شويم كه اندازه دومي بزرگتر از اتاق اولي مي باشد. درون ويتريني كه در وسط اتاق قرار گرفته جوايز و لوح هاي تقدير و جام هاي ورزشكاران تيم شهرداري تبريز قرار دارد. در سومين اتاق نيز علاوه بر عكسهاي شهرداران قديم،عكسهايي از شهرداران ده ساله گذشته و همچنين اعضاي شوراي اسلامي شهر از دور اول تا سوم ديده مي شود.همچنين درويترين ديواري دوربينهايي قديمي وهمچنين صندوقچه قديمي شهرداري كه درآمد مالي شهرداري درون آن قرار مي گرفت به چشم مي خورد.از اتاق خارج شده وبه سمت ديگر سالن موزه رفته ووارد اولين اتاق از سمت راست مي شويم. در ابتداي ورود در سمت راست عكسي دسته جمعي از دبستان "نوبر اتحاد "تبريز به تاريخ1328ديده مي شود.عكسي زيباو تفكر بر انگيز متعلق به 58سال پيش تصاوير كودكان معصوم كه همگي به دوربين چشم دوخته اند.گروهي نشسته و گروهي ايستاده و اساتيد ومعلمان در پشت سر دانش آموزان مطمئنا"از ميان آنها ،چهره هاي برجسته بر خاسته وافتخاري براي شهر تبريز شده اند. در طاقچه ديواري اين اتاق ،مجسمه اي از ميرزا حسن رشديه نظرمان را جلب مي كند.پدر فرهنگ نوين ايرا ن. نخستين وجودي كه مكتب گشود به ايران زمين شخص رشديه بود وي زماني كه اقدام به برگزاري كلاسهايي در خانه ها،مساجد ومكتب خانه ها مي نمود،دارالفنون و ديگر مدارس تنها متعلق به فرزندان اعيان و اشراف و سرشناسان دستگاههاي دولتي بود.او بنيانگذار مدرسه رشديه در تبريز ونخستين مدرسه به سبك نوين در ايران است. عكسهايي از اولين ترامواي شهري تبريز ،سينما تبريز ،ايستگاه قديمي در سال 1308،اولين اعزام دانشجو به مسكو در سال 1308،احداث خيابان 29بهمن درسال 1340وده ها عكس ديگررامي بيني كه علاوه بر ديوارهاي اولين اتاق ،اتاق هاي ديگر را نيز در بر گرفته است . سومين اتاق از اين سمت ابعاد آن 4در5مي باشد،درابتداي وروددر ديوار روبرويي عكسي از نخستين برج آتش نشاني كشور"يانقين"با تاريخچه آن در تابلويي جداگانه،عكسي قديمي از پرسنل اتش نشاني در سال 1345و عكسي از ليلاند قديمي ترين خودروي اطفاي حريق به چشم مي خورد. همچنين اولين پمپ دستي به كار رفته در اطفائيه تبريز كه به سال 1282خورشيدي توسط روسها به تبريز آورده شده است. از وسايلي است كه در اين اتاق به نمايش گذاشته شده است در واقع چون تبريز اولين شهري در ايران بود كه در سال 1296 صاحب اداره اطفائيه ( آتش نشاني )شد. جاي تاجب نيست كه در موزه يكصدمين سال شهرداري نيز از جايگاه ويژه اي برخوردار نباشد و اتاقي مجزا براي به نمايش گذاشتن تاريخ آن در نظر گرفته نشود.آنچه در اين موزه به چشم مي خورد و هر كس پس از بازديد آن در ذهن تداعي مي نمايد يكصد سال مدنيت ،يكصد سال فرهنگ وتمدن ،يكصد سال فكر وانديشه مردمان اين ديار است. پاندول ساعت تاريخي شهرداري دو بار به صدا در مي آيد و تو پس از مرور تاريخي يكصد ساله از موزه نخستين شهرداري ايران بيرون مي آيي.
شهر در كنترل دور بين هاي هوشمند
هم اكنون معضل ترافيك به عنوان يكي از جالش هاي اساسي كلانشهرهابخصوص شهر تبريز به شمار مي آيد.شهرداري تبريز براي حل اين معضل باراه اندازي بزرگترين مركز كنترل ترافيك كشور در شهر تبريز امكان مديريت،هدايت و هدفمندي هوشمندانه ترافيك شهري را امكانبذيركرده است . معاون حمل ونقل وترافيك شهر تبريز با اشاره به استفاده از دانش و فناوري جديد از كنترل ترافيك كلانشهر تبريز مي گويد:از نظر متخصصان احداث خيابانها، بزرگراههاو شبكه ها تنها جاره ساز معضل ترافيك نيست و حتي براي كلانشهر ها مشكل سازنيزمي باشد.زماني مي توان از ترافيك روان دركلان شهرها بر خوردار شد كه بتوان به صورت كاملا"تخصصي با استفاده از تكنو لوژي روز خيابانها را كنترل ومديريت نمود. وحيدكيا در ادامه مي افزايد:با ايجاد مراكز كنترل هوشمند و بهره گيري از نظارت تصويري وتجهيز تقاطع به چراغهاي موج سبز وكنترل زمان چراغها اين مسئله امكانپزير خواهد بود. وي با بيان اينكه در فاز نخست 40تقاطع شهر به دوربينهاو سيستمهاي هوشمند تجهيز يافته است ميگويد:درسال 89اين دوربين ها به 120دستگاه افزايش يافته و با آخرين نرم افزارهاي تخصصي در مديريت كنترل ترافيك حمايت خواهند شد. معاون حمل ونقل وترافيك شهرداري تبريزچگونگي جمع آوري اطلاعات در مركز كنترل ترافيك را شامل:نظارت تصويري از طريق اپراتورها در شناسايي وضبط تخلف خودروها و فرستادن برگ جريمه، همراه باتصويرتخلف از طريق اداره راهنمايي ورانندگي، نظارت تصويري بر مديريت شهري وسرويس دهي به دستگاههاي خدمات رساني در بحث زباله ، دفع آبهاي سطحي، اورژانس، شركت واحد تاكسي راني اعلام داشته وو مي افزايد:در بحث نرم افزايي با كنترل هوشمند از طريق نصب چراغهاي راهنمايي در تقاطع (نصب سنسورها)حجم ترافيك به صورت هوشمندانه در مركز كنترل محاسبه و مديريت مي شود. وحيد كيا در مورد فضايي كه هر دوربين مي تواند پوشش دهد مي گويد:پوشش دهي دوربين ها بستگي به ارتفاع نصب دوربين و فضاي اطراف دارد. چنانجه در خيابان هاي نصب شده در ارتفاع بالا فضاي بيشتري را پوشش مي دهند . دوربيني كه در پايه هاي پل كابلي وكنار گذر شمالي نصب شدهاند به دليل احاطه بيشتر، پوشش دهي بسيار خوبي دارند ودر ساير تقاطع ها نيز با مطالعه و نظر مشاوران محل استقرار دوربين ها مناسب مي باشد. همچنين در هر دوربين تا شعاع يك تا 3 كيلومتر ميدان ديد دارد. وي از مديريت تقاطع ها ونقش چراغ هاي راهنمايي مي گويد:وجود چراغهاي راهنمايي در تقاطع ها براي ايجاد نظم از ابزارهاي حياتي وضروري مي باشد.ورعايت حق تقدم ئر كلان شهري مانند تبريز از طريق چراغ راهنمايي در تقاطع ها فراهم مي شود.در صورت نبود چراغ هاي راهنمايي گره هاي كور ترافيكي را در شهر شاهد خواهيم بود به ازاي هر 10متر سطح اشغال يك چراغ روشن مي شود ودر تقاطع ها حجم ترافيك با وجود چراغ هاي سبز وقرمز مشخص مي شود. معاون حمل ونقل وترافيك شهرداري تبريز با مقايسه چراغ هاي راهنمايي و دور بين هاي مدار بسته مي افزايد :در سيستم هاي جديد در هرسيكل سبز وقرمز شدن چراغ، حجم ترافيك اندازه گيري شده و در همان سيكل اعمال مي شود . وي دراز طرح هاي جديد معاونت حمل ونقل و ترافيك شهرداري تبريز از تجهيز تقاطع به موج هاي سبز براي او لويت بخشيدن عبور به خودرو هاي امدادي خبر داده و مي افزايد :دوربين هاي مدار بسته با نصب اين سيستم به اپراتور ها در هنگام عبور خودروهاي آتش نشاني و آمبو لانس اين خودرو ها شناسايي و با ايجاد موج سبز اولويت عبور به خودرو هاي امدادي داده مي شود.
|
منوي اصلي
امكانات
خانگي سازي وبلاگ اضافه به علاقه منديها بارگذاري مجدد صفحه ذخيره كردن صفحه پرينت صفحه آرشيو ماهانه
آمار
» تعداد بازديدها:
» مرورگر: امکانات اضافي
|
All Rights Reserved by tabriznobel.Blogfa.com - © 2006